تبلیغات
فراری از جاده - تقدیم به آنکه می داند و می فهمد یاد یادآور ما را
دوشنبه بیست و یکم اردیبهشتماه سال 1388

تقدیم به آنکه می داند و می فهمد یاد یادآور ما را

   نوشته شده توسط: ف ر ب د    

سلام ایندفعه رها شدنت زیاد بود به حدی که ما را هم رها کردی و دیگر پریدی با کسانی دیگر که در زایده افکار و این پریشان حالی ما نمی گنجد
صدایت برایم تجسم حرکت عاشقانه باد میان شاخه ها بود و چه ارام ترک کردی این صدا را و این دل مشغولی میانمان را
امروز حرکتت را دیدم که مانند نسیم دریا به روی صورت من مانند نقاب حاکم شد و منی که در میان شن های و صدای رویایی دریا به جشنواره پری های دریایی دعوت شده بودم  و خود را با این همه شلوغی تنها می دیدم چه عاشقانه با نفس تو از خواب بیدار شدم و جستم در میان آغوش بازت آنگاه صدای تو برایم صدای طپش قلب را از یاد برد و اینک ببین بازهم به سر در تو امدم و باز می بینم که بوی تازه از تو نیست
عیبی ندارد یاد گرفتم که با پری از تو قوی زیبای دریاچه کودکیم را تصور کنم
من به یادتم فراتر از تجسم عاشقانه ای که در یاد هم گنجایش ماندن داشته باشد


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر