تبلیغات
فراری از جاده - گله یا تشکر ؟ هر چه هست شکر است و شکر
چهارشنبه بیست و هشتم مردادماه سال 1388

گله یا تشکر ؟ هر چه هست شکر است و شکر

   نوشته شده توسط: ف ر ب د    

سلام بگم

آره می گم ! می خوام بگم که چقدر دوست دارم امشب را اجازه می گیرم از چشمه پاک روزگار که بزنم توی خطی جدا از تمام خط های روزگار !

امشب دلم پر است از هر چی می خوام ولی دیگر نمی توانم بگویم از سهم خودم!

  این قامت کشیده من در برابر یک چین از صورت پدر شکست و با نگاه خسته مادر به زمین ریخت و چه بگویم که گذشت این ۲ را حتی از عاشورا و تاسوعا بیشتر دیدم که چه با اشک شکسته چه با قلب خسته این تکه های مرا جمع کردند و دوباره به ساقی عاشقان تمنا کردند که مرا دوباره بسازد و از آنان جان خسته کم کند

آره ، امروز زمین ها رو با تمام وجود شستم نمی دانی چه حالی داشتم که می دانستم اینبارهم دلم آروم می گیرد که فرشته های من می خواهند در زمینی پا بزارند که من آنها را سیقل زدم با دستها و پاهای خویش و هر بار که آب دره ای کثیف می شد خوشحال بودم که می روم با آبی بر می گردم که پاک باشد مانند اشک و بیشتر می توانم قدمگاه آنها را در زیر پاهایم لمس کنم  

پدرم در مکانی می رود که من آنجا را بوسه بارون کردم و مادرم در جایی بالا و پایین می رود که ذره ذره آنرا با همت جان کثیفی آنرا و خار و خاشاکش را به یغما بردم

آره درد داشتم ولی هر بار که دردم بیشتر میشد با تمام وجود با دستهای خاک آلود بوسهای از لبهای جان گرفته ولی خسته ام بر می داشتم وبا تمام وجود با شهابی که از عمق قلب استارت خورده به رهسپار عشقم می فرستادم تا بگم خدا خیلی دوست دارم که گذاشتی با این درد براشون کار کنم و ببینم چطور از ته دل می خندند

آره اشک امونم نمی ده بگم دوست داشتن را نمی تونم آنطور که آنها برایم صرف کردند صرفش کنم

آخه خدا من که در کارواش تو دلم را صیقل دادم ، پس برای چی نمی تونم ؟ چرا باید تمنا کده ام تنها باشد از عطش محبت به آنها می خوام یکم سیرابم کنی تا توانم بیشتر بر زیر محبت هایشان طاقت بیارم

می خوام برم خدا گله ات را پیش شبنم عشق بکنم ، شاید آن بداند چرا تنها می مانم در اینکه نمی توانم کاری کنم که آنطور که لیاقتشان هست در معبد دل آنها را پرستش کنم

بزار دستاشون را همیشه لمس کنم چون بوی تو را می دهند آخه نماد های تو ( پدر و مادر )  باشند تو کی هستی خدای من ؟ حالا باید چطور بگم ! آره چطور باید بگم دوست دارم ... ؟

دوستت دارم برای دادن این هدیه که تونستم ۳ روز ببویمشون و اومدم تا افتخاری براشون رقم بزنم تا در تاریخ روزگار ثبت شود 

خدا این کارم را هم باز من می شم قلم و تو بشو راوی من چون بهترین راوی تو هستی ...؟


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر