تبلیغات
فراری از جاده - حرف های نوشته نا نوشته
شنبه پانزدهم اسفندماه سال 1388

حرف های نوشته نا نوشته

   نوشته شده توسط: ف ر ب د    

کاغذ هایم خیس شده است ، آخر دیروز زیر باران داشتم می نوشتم، کلمات در هم دویده اند و در این میان تنها خودم هستم که می توانم آنها را بخوانم

فرقی نمی کند روی کاغذ بنویسم یا روی سنگ؛

اصلا بگو ؛ باد تمام آین کاغذ ها را با خود ببرد

آنکه بالا است تمام حرف هایم را می خواند.


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر